الگوی مصرف فرهنگی چه تأثیری بر سبک زندگی و پوشش کودک و نوجوان دارد؟

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، اصل تقلید و الگو پذیری در کودکان و نوجوانان موضوعی مهم در شکل گیری سبک زندگی آنهاست.
دوران کودکی، دوران تقلید و الگوپذیری از شخصیتهای مورد علاقه است. به طور مثال، دختر بچه دو سالهای که مادر خود را درحال نمازخواندن میبیند، کنار او میایستد و از حرکات او تقلید میکند. از این اصل الگوپذیری و تقلید باید به بهترین نحو استفاده شود تا بتوانیم کودکانمان را به سمت پوشش سرشار از حیا و حجاب سوق دهیم.
از مواردی که میتواند در رابطه با این الگوپذیری مؤثّر باشد، بزرگترهای مورد علاقۀ کودک، مثل مادر، خواهر، مربّیان و اقوام نزدیک و ... هستند. هنگامی که آنها مظهر یک پوشش کامل اسلامی باشند، این تقلید در طفولیت از سوی دختران سبب میشود این پوشش برای آنها مطبوع و لذتبخش شود و لذا هیچ وقت تبدیل به یک نوع امر تحمیلی و سخت در بزرگسالی نمیشود.
مورد بعد در حوزۀ الگوها و تقلید پذیری کودکان، عکسهایی است که در کتابها، چه داستانی و چه درسی و در مجلات کودکان چاپ میشود. وقتی عکسها از شخصیتهای مورد علاقۀ کودکان باشند؛ قطعاً به خاطر علاقهای که به آنها دارند، از طرز پوشش آنها هم تقلید میکنند.
پس کارکردن روی نقاشیها و عکسهای کتابهای کودکان، با توجّه به تقلید و الگوپذیری همه جانبۀ آنها موضوع بسیار مهمّی است؛ اینکه در همۀ عکسها و تصاویر باید پوشش مطلوب اسلام رعایت شود تا از این رهگذر حجاب برای آنها امری پذیرفتنی و دوستداشتنی شود.
وقتی کودکان عادت کنند که در کتابها و مجلات، زن و دختر را با پوشش اسلامی و شرعی ببینند؛ از همان خردسالی این نوع پوشش و حجاب برایشان یک امر عادی و مطلوب خواهد شد.
مورد دیگری که میتوان در این زمینه به آن پرداخت، شخصیتهای واقعی و مجازی در تلویزیون هستند که چه در قالب کارتون، انیمیشن و ... و چه در قالب فیلمهایی که از افراد واقعی تهیه میشود کودک با آنها رابطه برقرار میکند.
به طور کلی در عصر حاضر تلویزیون به خاطر حضور فوق العاده تأثیرگذارش در خانواده، حتّی از پدر و مادر هم قویتر ظاهر شده و تأثیرات همه جانبهای روی شکلگیری شخصیت کودکان و نوجوانان دارد و کودکان به خاطر تعامل سریع و راحتی که با تلویزیون برقرار میکنند؛ به سرعت از شخصیتهای آن الگوبرداری میکنند. هر چه هم سن او بیشتر شود، این وابستگیها قویتر میگردد.
پس اگر بتوانیم چهرههای انیمیشنی و کارتونی، همچنین بچههای بازیگر فیلمها و نمایشنامههای تلویزیونی و کودکان شرکت کننده در مسابقهها و ... را با پوشش مطلوب و اسلامی عرضه کنیم، قطعاً کودکان از پوشش آنها تقلید میکنند و آن ها را الگوی پوشش و رفتار خود قرار میدهند.
مورد بعد، مربّیان، معلّمان و حتّی کارمندان و مدیران موسسههای فرهنگی هستند. در مهدکودکها و یا مدارس، یک مربّی که پوشش اسلامی دارد و به شدّت هم مورد علاقة بچهها است، تبعاً به دلیل همان الگوپذیری، بچهها تلاش میکنند خود را شبیه او کنند و این سبب میشود مراعات حجاب و پوشش برای کودکان و نوجوانان دوست داشتنی و لذّتبخش شود، نه تحمیلی، خشک و تنها از سرانجام وظیفه و اجبار.
تفهیم منطق حجاب از راه تمثیلها و داستانهای جذّاب
کار دیگری که در این رابطه اهمیت دارد؛ تفهیم منطق حجاب با استفاده از داستان و تمثیل است. چون کودکی که در خردسالی به سر میبرد، هنوز ذهن منطقی او شکل نگرفته و نمیتوان با استدلال و برهانهای منطقی، او را متقاعد کرد.
پس برای تفهیم چرایی حجاب و متقاعد کردن کودکان، باید از تمثیل و داستانهای جذّاب مختلف کمک گرفت و چراییهایی حجاب را در حدّی که برای او قابل فهم باشد و در ذهن او بگنجد، از این راه به او تفهیم کرد؛ چرا که کودکان مَثَلها و داستانها را خیلی خوب درک میکنند و روح آنها را میفهمند.
لذا باید سعی کرد پوشش اسلامی که برای آنها تبدیل به عادت شده، برایشان منطقی گردد تا در وجودشان تثبیت شود. البتّه به مرور که بزرگتر میشوند؛ باید تمثیل و داستان تبدیل به استدلال و برهان شود.
افرادی که در کار تعلیم و تربیت و نوشتن داستانهای کودکان و نوجوانان هستند، باید خودشان را مجهّز به توانمندیهای علمی، هنری و ادبی در انتقال چراییهای حجاب کنند و با بهرهگیری از هنر و ملزومات مربوط به آن، برای دلنشینتر کردن منطق حجاب و تفهیم آن تلاش کنند. این تلاش میتواند در قالب سرودن شعر و سرود، نگارش داستان، ترسیم نقاشی و کاریکاتور، مجسمهسازی، اجرای نمایشنامهها، برگرازی مسابقات گروهی و ... باشد.